مرد کانادایی به ارسال «بستههای خودکشی» برای صدها نفر در سراسر جهان اعتراف کرد«کنت لا» که مواد شیمیایی کشنده را به صورت آنلاین به همراه دستورالعمل استفاده از آنها میفروخت، به مشاوره یا کمک به خودکشی اعتراف کرد. گاردین نوشت: یک مرد کانادایی که «بستههای خودکشی» حاوی سم را برای بیش از ۱۰۰ نفر در دهها کشور – از جمله کانادا، بریتانیا، آمریکا، ایتالیا، استرالیا و نیوزیلند – ارسال کرده بود، به ۱۴ فقره کمک به خودکشی اعتراف کرد. «کنت لا» امروز جمعه پس از موافقت دادستانها برای لغو ۱۴ اتهام قتل، در دادگاهی در نیومارکت انتاریو حاضر شد تا به اتهاماتش رسیدگی کند. انتظار میرود حکم در ماه سپتامبر صادر شود. «لا» ۶۰ ساله، به چندین اتهام «مشاوره یا کمک به خودکشی» اعتراف کرده است؛ او گفت: از دامنه جرایم خود آگاه است و داوطلبانه به آنها اعتراف میکند.
2 کشته و 7 مصدوم دستاورد 2 حادثه واژگونی خودرو در استان یزدرئیس اورژانس پیشبیمارستانی و مرکز مدیریت حوادث و فوریتهای پزشکی دانشگاه علوم پزشکی استان یزد به وقوع 2 حادثه واژگونی خودرو در محورهای مواصلاتی استان اشاره کرده و گفت: واژگونی 2 دستگاه خودرو در محور بافق و اردکان، 2 فوتی و 7 مصدوم برجای گذاشت. جواد سهیلی افزود: در حادثه نخست بر اثر واژگونی یک دستگاه خودروی سواری پراید که در جاده سبزدشت شهرستان بافق به وقوع پیوست، 5 نفر مصدوم شدند. 2 نفر از مصدومان در محل حادثه درمان شده و 3 نفر مصدوم دیگر توسط اورژانس 115 به بیمارستان منتقل شدند. وی ادامه داد: در حادثه دوم نیز بر اثر واژگونی یک دستگاه خودروی وانتمزدا که در جاده ساغند شهرستان اردکان به وقوع پیوست، 2 نفر کشته شده و 2 نفر نیز مصدوم شدند. مصدومان این حادثه رانندگی توسط کدهای امدادی اورژانس 115 جهت ادامه درمان به مراکز درمانی استان یزد منتقل شدند.
فرمان برگشت!/ آینهای برای دیدن بغضهای نادیده؛ درس مسئولیت پذیری در شهر اولینها/ مردمی که دهههاست میانِ شکوه صنایع نفت، گاز، سیمان، آلومینیوم و پتروشیمی و رنج بیکاری، نجابت به خرج دادهاندپنج شنبه، هفتم خرداد ۱۴۰۵؛ آفتاب زاگرس بر فراز مسجدسلیمان میتابد. شهر، بوی نفت و غیرت میدهد و مردمی که دهههاست میانِ شکوه صنایع (نفت ، گاز ،سیمان ، آلومینیوم و پتروشیمی) و رنج بیکاری، نجابت به خرج دادهاند. نشست شورای اداری به پایان رسیده؛ پوشه ها بسته شده و استاندار، بازگشته از یک روز پرفشار نظارتی، عازم منزل شهید علیجانی است؛ خانهای که ستون استقامت این شهر در روزهای خونین جنگ تحمیلی سوم (رمضان) بوده است در میانه خروج کاروان مدیران از درب فرمانداری، صحنهای تکراری اما تلخ رخ میدهد: جوانی با دستانی گرهکرده از اضطراب، جلوی خودروی فرماندار را میگیرد. ثانیهها به سرعت میگذرند. چرخهای خودروهای دولتی، بیوقفه از جلوی پای لرزان او عبور میکنند. در منطقِ رایج مدیریت، وقت مدیران ارشد تنگ است و پروتکلهای امنیتی اجازه توقف در هر نقطهای را نمیدهند. کاروان گذشت؛ جوان ماند و غباری که بر چهرهاش نشست.